مقاله برگزیده و منتشر شده در اولین همایش «آخرین منجی»

با سمه تعالی تأملی در بن مایه های فرهنگ انتظار در آیین زرتشت و اسلام                                                                                  سید علی قاسم زاده                                            تا کی در انتظار گذاری به زاری ام      باز آی بعد از این همه چشم انتظاری ام        انتظار فرج از اساسی ترین اندیشه های بشر است که همواره، او را چشم انتظار کوره راه های تاریخ نگه داشته ، تشنگان وادی طلب را به کام خویش کشانده و بارقه های امید را در وجود شان  برافروخته است. انتظارفرج آرزوی حاکمیت وحدت اندیشه در جهان  ومنشأ جنبش وحرکت است . در واقع انتظار سرّ به ودیعه نهاده شدۀ الهی است که سرانجام با ظهور ناجی  هویدا می گردد . در پرتو درخشان حضور و پناهگاه حصین اوست که غلیان ناآرام  وسر گشته ی انسان آرام می گیرد.                         بر این اساس ملت ایران نیز- همچون پیروان دیگر ادیان الهی- از دیرباز درآرزوی  تحقق «آرمان شهر» خویش همواره در گذرگاه تاریخ چشم انتظار لحظه ی دیدار بوده و در نظرگاه آفاقی وانفسی خویشتن چهره ی منتظرخود را به صورت های گوناگون به تصویر کشیده است. ازآنجا که ادیان زرتشتی واسلام از ریشه دارترین ودامنه دارترین ادیان تاریخی درسرزمین های ایرانی بوده است. نگارنده برآن شد تا با نگاهی گذرا به فرهنگ «مهدویت » بن مایه های انتظاری که در این سرزمین شکل گرفته است، به رشته ی تحریر درآورد. باشدکه توفیق حق وعنایت های خاص حضرت حجت (عج) دست گیر این بندۀ قلیل الباع واندک مایه گردد. و پیشاپیش اعلان می کند این پژوهش در پی اثبات یا القای اثرپذیری  فرهنگ تشیع ازعقاید زرتشتی نیست و این گونه برداشت ها را بکلی مردود و خوانندگان را از چنین برداشتی برحذر می دارد ؛چراکه این نوع دریافت ها را باید حربۀ بیگانگانی دانست که گاه و بیگاه با مستشاران خود در قالب مستشرق؛همچون ادوارد براون -  که در پی اثبات گرایش ایرانیان  به خاندان نبوت و امامت به دلیل انتساب آنها به خاندان ساسانی از طریق شهربانو بود-(ر.ک: نصر؛1379:ص301) در تلاشند ایده های خود را بر ملل مسلمان تحمیل و از اتحاد ملل اسلامی جلوگیری نمایند. واژگان کلیدی: مهدویت ، فرهنگ انتظار،آیین اسلام ،اندیشه های زرتشتی.    مقدمه: انتظار، وعدگاه خلل ناپذیر حق        می دانیم که انسان هدف غایی خلقت الهی است وتنها موجودی است که به تاج «خلیفه الهی» ونشان« احسن الخالقینن» مفتخر گشته و برآن امتیاز خدادادی مسجود فرشتگان و محسود شیاطین قرار گرفته است.روشن است درپناه این افتخار رمز ورازی نهاده شده که بشر را از حضیض ذلت به اوج عزت کشانده است؛ رازی که اذهان کج اندیشان وکوته فکران ازآن بی خبر است.       بی شک  تحقق عدالت وپیروزی حقیقت بزرگ ترین  وعدۀ الهی است که  خداوند همواره ندای تخلف ناپذیرآن را به صابران بشارت داده « فاصبران وعد الله حق ولا یستخفنک الذین لا یوقنون».(سوره  مبارکه ی روم،آیه60) لذا گسترۀگیتی را- که عرصه ی نبرد حقیقت ومجاز است- باید تجلی گاه وعدۀ«جاءالحق وزهق الباطل ان الباطل کان زهوقا»دانست.(اسراء،آیه81) بارقه های چنین وعده یی است که دیدگان بشر را در انتظار ظهور، روشنی بخشیده وشعله های امیداش را پر فروغ نموده است. بنابراین انتظار منتظر و امید رهایش از تاریکی ظلم وبی عدالتی همچون تفکرخداباوری وخدا محوری درسرشت و فطرت انسان ها نهاده شده است و نمی توان آن را محصول محیط یا محتوم زمان دانست. تفکری که از زمان خلقت آدم تا ظهور قائم همواره علت قیام وقعود های بشرگشته و می گردد. 1- نگاهی به فرهنگ مهدویت در ادیان جهان  انسان به عنوان یک موجود اجتماعی برای بهتر زیستن ، دست یابی به آمال  وگام نهادن در مسیر تکامل وتعالی نیاز مند برنامه ها و قوانینی است که در پرتو آن هدایت گردد و راه تاریک  خویش را روشن نماید.لذا تشکیل جامعه ای آرمانی سرشار از قوانین هدایتگر و زندگی در دنیای متوازن و متعالی از دیر باز ذهن بشررا به خود مشغول داشته است به گونه ای که  شکل گیری اندیشۀ « مدینۀ فاضلۀ» افلاطونی تاآرزوی دست یابی به« آرمان شهر(یوتوپیا)»  مکتب های نوین مدرنیسم وپست مدرنیسم وحتی تحمیل اندیشه ی « دهکدۀ جهانی » فرا پست مدرنیستی  را می توان نشانه های این مدعا دانست. درواقع باید این آرزوی زندگی در ناکجا آباد( مدینۀ فاضله) آخر الزمان را بازتابی از باور های تسلی بخش مردم ستم دیده و محروم هر زمان دانست که با تصویر آن در ذهن های خویش می کوشند  تلخی های ناملایمت های زمانه را به امید وصل یا استشمام شمیم انتظار تحمل پذیر نمایند.         به دیگر سخن دل بستن به جهان آرمانی را باید مولود تفکر ذاتی وسرشت حقیقت جوی انسان  دانست نه برساختۀ خیال و رؤیا های دراز دامن او؛ تفکری که طلوع روشنی بخش آن بر شرق و غرب عالم سایه افکنده وشاهراه های شمال وجنوب را به هم پیوند داده است.دراین تقاطع اندیشه ها به یقین نمی توان خودآگاه یا ناخودآگاه( Collective conscious or unconscious ) هیچ قوم یا تمدنی را از فرهنگ انتظارخالی دانست . براین اساس نه تنها درلایه های آموزه های دینی ، درلابه لای تعصبات نژادی وقبیله ای نیز می توان ردپای« انتظار» را مشاهده کرد؛به عنوان مثال ساکنان دورترین جزایرانگلستان ازچندین قرن قبل آرزومند قیام«آرتور»اندکه به عقیده آنان درجزیرۀ «آلوان» سکونت دارد ونژاد «ساکسون» را دردنیا غالب وسیادت جهان را نصیب آنان می کند. پس حتی در بین مایه های فکرآرمانی کوچک ترین و دورترین اقوام روزگار نیز می توان رد پای امید وفرج راجستجو کرد.(بهشتی،1361،ص39). بنابراین اعتقاد به قیام موعود یا ظهور ناجی را نه تنها باید وجه مشترک تمامی ادیان الهی ، محور تمامی اندیشه های حقیقت جو دانست؛ اعتقاد یا باوری که همواره در میان ملت ها به گونه هایی؛ چون غلبه روشنی بر تاریکی، حق بر باطل، امید بر یأس، سفیدی بر سیاهی، عدالت برتبعیض و... به تصویر در آمده است .        آگاهی از قدرت تأثیراین اعتقاد و عمق باور مندی مردم به حدی است که برخی را به سوءاستفاده وبهره گیری منفعت طلبانه کشانده است.سود جویان فرصت طلبی چون شیخ علی باب شیرازی، مؤسس نحلۀ ضالۀ بابیت، از آن دسته است. (1)     برای اثبات این مدعا ، نگارنده بر آن شده تا قبل از درافکندن موضوع اصلی به مصداق «خیر الکلام ما قل و دل» برخی ازباورها و نگرش های« مهدوی» زمانه را به نمایش درآورد. و نشان دهد که آیین فکری واعتقادی برآمده از ادیان الهی از آبشخوری یکسان که همان چشمه های زلال کلام حق است- مایه گرفته اند.     1-1- مهدویت در آیین یهود            در فرهنگ یهود با همۀ تعصبات سر سخت کورکورانه و با وجود اختلاف نظرها، انتظار فرج اعتقاد بنیادین محسوب می گردد به گونه ای که بی اعتقادی به آن لازمه ی خروج از دین یهوه محسوب می گردد. آیه قرآنی « ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون: در حقیقت در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ی ما به ارث می برند »(انبیاء، آیه 105) خود دلیلی بر بشارت الهی واعتقاد ریشه دار مذهبی، به فرهنگ انتظار در دین یهود است.        آنان «ماشیح» را - که به عقیده یشان از نسل حضرت داوود یا اسحاق است- نجات بخش منتظر می دانندکه جهان درخشان و با شکوه آینده را می سازد.بزرگان دین یهود براین باورندکه «ظهور مسیح و فعالیت او برای بهبود وضع جهان و تأمین خواسته ها و نیاز های مردمان بخشی از نقشۀ خداوند در آغاز آفرینش بوده است و لزوم وجود نجات بخش - که جز مسیح نیست- پیش از آفرینش کائنات به ذهن خداوند خطور کرده است.»(راشد،1369،صص 114-115) البته منظور آنان از مسیح، حضرت مسیح مورد اعتقاد ترسایان و حتی مسلمانان نیست بلکه آنان حضرت عیسی (ع) را مسیح دروغین می دانند ومنتظر مسیح راستین اند.(ر.ک: گل محمدی،1382،  ص 108) برخی این نجات بخش را خود حضرت داوود دانسته وبیان داشته اند:«وبعد آن بنی اسرائیل بازگشت نموده، یهوه خدای خویش وپادشاه خود داوود راخواهند طلبید.»(راشد،پیشین،115)و برخی ازآنان حتی موعود منتظر در دین مسیحیان را نیز جزءنجات بخشان خویش می شمرند و بیان  می کنند: «هم چنین مسیح نیز چون یک بار قربانی شد تا گناهان بسیاری را رفع نماید، بار دیگر بدون گناه برای کسانی که منتظر او هستند؛ ظاهر خواهد شد.»(همان، ص116 به نقل از رساله ی عبرانیان،ص28) 1-2- مهدویت در آیین مسیح         درآیین مسیحیت و فرقه های آن- به خصوص اناجیل اربعه - جلوه های اعتقاد به موعود(مسیح) موج می زند؛ به عنوان مثال در کتاب انجیل لوقا( باب 21 ، آیه 9و 8 )آمده: - گفت احتیاط کنید که گمراه نشوید؛ زیرا که بسا به نام من خواهند گفت که من هستم و وقت نزدیک است، پس از عقب ایشان مروید. - و چون اخبار جنگ ها وفساد ها را بشنوید مضطرب مشوید ؛ زیرا که وقوع این امور، اول ضرور است، لیکن انتها در ساعت نیست.  از دیگرآیه های بشارت بخش انجیل لوقا در آیات 28 تا 25 آمده است:  - و در آفتاب وماه وستارگان علامات خواهد بود و در زمین تنگی وحیرت از برای امت ها روی خواهد نمود به سبب شوریدن دریا وامواجش. - ودلهای مردم ضعیف خواهد کرد و از خوف و انتظار آن وقایعی که بر ربع مسکون ظاهر می شود؛ زیرا خواست آسمان متزلزل خواهد شد. - و آنگاه پسر انسان را خواهند دید که بر ابری سوار شده با قوت وجلال عظیم می آید. - و چون ابتدای این چیز ها بشود راست شده و سر های خود را بلند کنید از آن جهت که خلاصی شما نزدیک است. این گونه بشارت های امید بخش را در سراسر اناجیل اربعه  می توان یافت از جمله در آیه 30 و 29  از باب چهارم کتاب انجیل متی که آمده است : - و فورا بعد از مصیبت آن ایام آفتاب تاریک گردد و ماه نور خود را ندهد وستارگان از آسمان فرو ریزند و قوت های افلاک متزلزل گردد. - آنگاه علامت پسر انسان  در آسمان پدید گردد ودر آن وقت جمیع طوایف زمین سینه زنی کنند وپسر انسان را ببینند که بر ابر های آسمان با قوت و جلال عظیم می آید.  ما علاقه مندان را برای اطلاعات بیشتر به اصل آن کتب ارجاع می دهیم وخود به مصداق «الحفنه یدل علی بیدر الکبیر:مشت نشانه ی خروار است» به همین اشاره های انجیل لوقا و متی اکتفا می کنیم. 1-3- مهدویت در عهد عتیق         از دیگر عقاید ریشه دار مهدویت را باید در کتاب های عهد عتیق چون کتاب حضرت  دانیال نبی و زبور داوود جستجو کرد؛ کتاب هایی که گرچه  دست خوش دخل وتصرف شده ، مملو از نکات باریک و قابل تأمل اند : «در آن وقت سرور بزرگ میکائیلی که از جانب پسران  قومت قائم است، خواهد ایستاد ودر آن زمان قوم تو و هر آن کسی که در کتاب مکتوب یافته شده است نجات خواهد یافت.»( بهشتی،1361،ص28 به نقل از فصل 12 کتاب دانیال نبی) در زبور حضرت داوود، گرچه به صورت آشکار از منجی سخنی به میان نیامده است ، به صورت ضمنی بشارت های غیر مستقیم فراوانی ذکر شده که از جمله ی آن ها مزمور سی وهفتم است: - به خداوند آرام گرفته ومنتظر او باش. از کسی که راهش برخوردار است وتدابیر مذموم اندیشه     می نماید رنجیده مشو. - اما متواضعان وارث زمین شده از کثرت سلامتی متلذذ خواهند شد.(2) - صدیق وارث زمین شده ابدا ًدر آن ساکن خواهند شد.( همان،صص 24-25)  همچنان که در مزمور بیست وهفتم آمده :  « اسم او ابدا بماند واسمش مثل آفتاب باقی می ماند. در او مردمان برکت خواهند یافت وتمامی قبایل او را خجسته خواهند گفت.»( همان،ص 27) 1-4- مهدویت در آیین هندوان          آیین هندویی(1500 ق.م) از دیگر ادیانی است که به دلیل تشتت فرقه ها و تعددنحله های  متفاوت وگذراندن تحولات گوناگون،« فرهنگ انتظار» درآن جلوه هایی مختلف به خودگرفته است. لذا جای تعجب نیست که آنان در نظرگاهشان چشم انتظارِ موعود های متفاوتی باشند .مثلا در آیین بودایی -  که از نحله های  هندوست- یکی ازخدایان تثلیث هندو« ویشنو»ی نجات بخش است.(3)   در عقاید آنان می خوانیم :«ویشنو همانند بهرام دارای ده تجلی است ودر تجلی دهم- که  آخرین مرحلۀ ظهوراو وعصر تنازع حق وباطل است - نوع بشر سرانجام به طوری فاسد وضایع می شودکه دیگر ویشنو قادر به نجات او نیست پس نوع بشر را به کلی معدوم می سازدودنیایی از نوع  بنا می کند. وی عاقبت به صورت«کالکی»در می آید و با شمشیری دردست، عالمیان را نابود می سازد.»                                                                                                                 ( یاحقی، 1375، ص438)         با این وجود دربرخی از کتاب های مقدس این دین، اشاره های جالب توجه ی به مسألۀ «نجات بخشی» شده که جای تأمل دارد. اشاره های که بیش از همه ذهن ما را به حقانیت عقاید اسلام ودر رأس آن مذهب شیعه هدایت می کند و نظر گاهی که می تواندگرد هرگونه ابهام را از اندیشه های مردد ومشتبه روزگار بزداید. به عنوان مثال شاکمونی -که از اعظم کفره ی هند است- در کتاب مذهبی خویش می آورد:  «پادشاهی ودولت دنیا به فرزند خلایق دو جهان«کشن»(4) بزرگوار تمام شود. وی کسی باشد که بر کوه های مشرق ومغرب دنیا حکم براند وفرمان دهد وبر، ابرها سوار شود وفرشتگان کارکنان اویند وجن وانس در خدمت او درآیند واز سودان که زیر خط استوا ست تا ارض تسعین که زیر قطب شمال است وماوراء بحار را صاحب شود ودین خدا یک دین شود و دین خدا زنده گردد ونام او ایستاده(5) وخداشناس باشد.»(بهشتی، پیشین، صص 19-18)  در کتاب جاماسب نامه نیز آمده که:  « مردی بیرون آید از زمین تازیان از فرزندان هاشم  مردی بزرگ سر، بزرگ تن و بزرگ ساق و بر دین جد خویش بود با سپاه بسیار و روی به ایران نهد و آبادان کند وزمین پر داد کند.»(همان، ص 19)  اشاره هایی از این دست  محدود به آثار فوق نیست بلکه درکتاب « دید»- که نزدهندویان ازکتاب های آسمانی است- آشکارا از لقب« منصور» نام برده می شود :        «پس ازخرابی دنیا پادشاهی در آخر الزمان پیدا شود که پیشوای خلایق شود ونام او منصور است وتمام عالم را بگیرد وبه دین خود درآورد وهمه کس از مؤمن وکافررا بشناسد وهرچه از خدا خواهد  برآید»(همان، ص19) درکتاب « پاتکیل» -که از بزرگان هندویان است -  نیز به صورت کامل تری به امام زمان اشاره شده است: «که چون مدت روز تمام شود، دنیای کهنه ، نو وزنده گردد وصاحب ملک تازه پیدا شود از فرزندان پیشوای جهان یکی ناموس آخرالزمان(6) ودیگری صدیق اکبر؛ یعنی وصی بزرگ تر وی که پشن(7)نام دارد و نام آن صاحب ملک تازه راهنما(8)است. به حق پادشاه شود وخلیفه رأم(9) باشد وحکم براند واو را معجزه بسیار باشد... وآخر دنیا به او تمام شود.»( همان، ص21) 2- فرهنگ مهدوی در عقاید زرتشتی و اسلام( با تکیه و تأکید برمذهب تشیع)            فرهنگ ایران زمین در گذرگاه تاریخی خویش قبل از ورود اسلام بیش از همه تحت تأثیر دین زرتشتی قرار داشته است؛ دینی که با وجود اختلاف دیدگاه وتصرفات بسیار مؤبدان بیش ازهر دین دیگری به اندیشه های اسلامی نزدیک است. اگر از سه رکن اصلی هومت ، هوخت وهورشت     (پندار نیک،گفتارنیک وکردار نیک) دین زرتشت - که تمام سنت پیامبر اکرم(صلی الله علیه) در آن سه خلاصه  می شود(

/ 1 نظر / 202 بازدید
ايراني

با سلام موفق باشيد