عاشورای92

 

گر که ما لایق به طوفان نیستیم    ساحل آرام بی جان نیستیم 

کاش امشب اشکها طغیان کنند     کوک سازه‌های تن ویران کنند

کاش  نی‌ها درد ما را می‌نواخت     حلقمان را بغضهامان می‌شناخت

تا که بند سد طوفان واشود       دست نوح منتقم پیدا شود...

             

 

 

/ 3 نظر / 7 بازدید
صهبا

گفت که این تیره خاک وادی کرببلا ست هرکه دراین حلقه نیست فارغ از این ماجراست قصه سربازی و صحبت جان دادن است سلسله موی دوست حلقه دام بلاست اصغر و اکبر اگر در بر من جان دهند حیف نباشد که دوست دوست تر ازجان ماست تیر به چشمش چو خورد حضرت عباس گفت دیدن او یک نظر صد چو منش خون بهاست هرکه وصال حبیب خواست سر و جان دهد وانکه فرامش کند مدعی بی وفاست...

علی

سلام.استاد.حال شما چطوره ؟ استاد از وبلاگ من چند مدت پیش در بلاگفا بازدید کرده بودید. متأسفانه از دانشگاه بدلایلی (برای کار و ...)انصراف داده ام. من مجموعه شعرهایم را دوباره دارم کم کم وارد وب سایتِ اشعار می کنم.امیدوارم بیایید و انتقاد و نیز پیشنهاد بدهید.

*

با سلام به شما استاد عزیز شعر شما مثل کلاس درستان زیباست در شهر قزوین در دسته جات عزاداری ، آهنگ خاصی هست که با نی نواخته میشه این آهنگ از بچگی توی ذهن من هست و انگار واقعا حقیقت عاشورا رو در خودش داره یعنی آرزوی شما در بیت سوم ، سالهاست که برآورده شده!